
اگه به سبزی دسترسی ندارین ...
خوشحال باشین ...چون نوعی از این آش - سبزی
نمیخواد ... هم با کشک و هم با سرکه میتوان مصرف کرد . ( البته فقط با یکی
از اونها . چون میگین خوردن سرکه همراه با کشک پوست صورت رو لک میکنه .)
اگه
اصرار به مصرف سبزی دارین در صورت تمایل این آش رو دقیقا باهمین دستور
میتونین با سبزی آش : یک کیلو تره و جعفری و گشنیز و برگ چغندر هم تهیه
کنین .ولی نیازی نیست چون این آش بدون سبزی تهیه میشه و خیلی خوش خوراکه
...
مواد لازم برای تقریبا 10 الی
12نفر
طرز تهیه :
حبوبات را از قبل خیس کنین و بعد با کمی آب و روغن و یک عدد پیاز و
زردچوبه بذارین جداگانه خوب بپزه .
بعد
توی یک قابلمه بزرگ و جا دار کمی پیاز داغ درست کنین و برای تزیین آش
بردارین و کمی بذارین بمونه . و حالا کمی رب گوجه بزنین و تفت بدین .(
میتونین رب گوجه رو بعدا همراه با میوه ها بریزین )
حبوبات
پخته و میوه ها رو ( که قبلا شسته و خیس کردین ) به همراه کوفته قلقلی ها
( یا خام یا تفت داده شده ) با کمی آب یا آب گوشت و یا مرغ اضافه کنین
من
با مصرف قرص های سوپ در طولانی مدت به دلیل افزودنی های اون موافق نیستم
ولی اگه دوست دارین میتونین استفاده کنین .فقط مراقب نمک غذا باشین ...
چون قرص ها نمکشون زیاده و کشک و رشته هم نمک دارن
میوه ها که نرم شدن و پختن ..... رشته رو بریزین .
تا وقتی رشته ها بپزن گهکاهی آش رو هم بزنین تا ته نگیره . و اگه
آبش کم شد آب اضافه کنین .
این
آش مزه ملسی داره ...... حالا توی ظرف بکشین و با کشک و پیاز داغ و نعنا
داغ و کوفته قلقلی و فلفل قرمز دلمه ای تزیین کنین و یا فقط با سرکه نوش
جون کنین
بوته افروزی
در ایران رسم است که پیش از پریدن آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را که از پیش فراهم کرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت «گله» کپه می کنند.

با غروب آفتاب و نیم تاریک شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها را آتش می زنند.

در این هنگام از بزرگ تا کوچک هر کدام سه بار از روی بوته های افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند و سلامت و سرخی و شادی به هستی خود بخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی می خوانند.

زردی من از تو ، سرخی تو از من
غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا
ای شب چهارشنبه ، ای کلیه جاردنده ، بده مراد بنده

خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زیرا مردم هنگام پریدن از روی آن، زردی و ییماری خود را، از راه جادوی سرایتی، به آتش می دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند. سرود "زردی من از تو / سرخی تو از من"

هر خانه زنی خاکستر را در خاک انداز جمع می کند، و آن را از خانه بیرون می برد و در سر چهار راه، یا در آب روان می ریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می کوبد و به ساکنان خانه می گوید که از عروسی می آید و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است.

در این هنگام اهالی خانه در را به رویش می گشایند.
او بدین گونه همراه خود تندرستی و شادی را برای یک سال به درون خانه خود
می برد.

ایرانیان عقیده دارند که با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زیانکار می پالایند و دیو پلیدی و ناپاکی را از محیط زیست دور و پاک می سازند. برای این که آتش آلوده نشود خاکستر آن را در سر چهارراه یا در آب روان می ریزند تا باد یا آب آن را با خود ببرد.